مهربان تر از پدر

 

انتظار 4...

دوباره شنبه شد ولي به در نگاه ميکنم

ولي دوباره روز بعد کمي گناه ميکنم

دلم گرفته مي شود دوشنبه ها بدون تو

گلايه از ستاره و طلوع ماه ميکنم

دوازده ستاره را سه شنبه ميشمارم و

به انتظار يک نگاه نظر به راه ميکنم

چهار شنبه مي شود و قول ميدهي که زود

شبانه هاي تيره را شبي  پگاه ميکنم

چه بغض ها که در گلو نشست و جابجا نشد

نيامدي و درد و دل به چاه ميکنم

و جمعه من به خاطر شکستن طلسم تو

کنار شمعدانيم به در نگاه ميکنم

غروب شد نيامدي و مثل جمعه هاي قبل

به جاي بغض در گلو دوباره آه ميکنم


نوشته شده در جمعه 23 تیر 1391  ساعت 11:12 AM توسط مهشيد اقدم نظرات 0 | |

تعداد کل صفحات:2      1    2